دانلود رایگان pdf کتاب حماسه ی ویچر 1 اثر آنجی سپکوفسکی
او لحظهای جلوی مسافرخانهی ناراکورت پیر ایستاد، به صداها گوش فرا داد. طبق معمول، در این ساعت، مسافرخانه شلوغ بود. مرد غریبه داخل نشد. اسبش را به پایین خیابان هدایت کرد، به سمت مسافرخانهی کوچکتری به نام روباه. این مهمانسرا محبوبیت خاصی نداشت و تقریباً خلوت بود. صاحب مسافرخانه سرش را از پشت بشکهای خیارشور بیرون آورد و غریبه را برانداز کرد. تازهوارد که هنوز کت بر تنش بود، ساکت و بیحرکت جلوی پیشخوان ایستاده بود. – چی بیارم؟ غریبه گفت: «آبجو.» صدایش خوشایند نبود. مسافرخانهدار دستش را با پیشبند پارچهای پاک کرد و یک لیوان سفالی برایش آورد. غریبه سن زیادی نداشت؛ اما موهایش تقریباً سفید بود. زیر کتش یک جلیقهی کهنهی چرمی پوشیده بود که با بند روی گردن و شانههایش بسته شده بود. وقتی کتش را درآورد افراد دوروبرش متوجه شدند شمشیری حمل میکند که البته بهخودیخود موضوع غیرطبیعیای نبود، تقریباً هر مردی در ویزیم یک سلاح همراه خود داشت؛ اما هیچکس شمشیرش را مثل یک کمان یا تیردان به پشتش نمیبست. غریبه کنار مشتریهای دیگر که پشت یک میز بودند ننشست. همانجا جلوی پیشخوان ایستاده بود و به مسافرخانهدار خیره شده بود. هرازگاهی محتویات لیوانش را مَزهمَزه میکرد. – برای شب یه اتاق میخوام. مسافرخانهدار با غرولند گفت: «جا نداریم.» به چکمههای غریبه نگاه کرد که خاکی و کثیف بودند. «ناراکورت پیر رو امتحان کن.» – ترجیح میدم همینجا بمونم. «گفتم که جا نداریم.» مسافرخانهدار بالاخره لهجهی غریبه را تشخیص داد، اهل ریویا بود. «پولش رو میدم.» تازهوارد آهسته صحبت میکرد، انگار که خودش هم مطمئن نبود و بعد اتفاقی که نباید میافتاد، افتاد. مرد آبلهروی دیلاقی _ که از لحظهی ورود تازهوارد چشم از او برنداشته بود _ بلند شد و سمت پیشخوان آمد. دو رفیقش نیز همراه با او بلند شدند، بافاصلهی دو قدمی پشت سرش ایستادند. مرد آبلهرو درست کنار تازهوارد ایستاد و با خشونت گفت: «به تو اتاق نمیدیم، ولگرد ریویایی . در ویزیم به کسایی مثل تو احتیاجی نیست. این شهر آبرو داره!» غریبه، لیوان در دست قدمی به عقب رفت. نگاهی به مسافرخانهدار انداخت؛ اما او رویش را برگرداند. حتی به ذهن مسافرخانهدار نرسید که از مرد ریویایی دفاع کند. بههرحال، چه کسی از ریویاییها خوشش میآمد؟ مرد آبلهرو که نفسش بوی آبجو، سیر و خشم میداد، ادامه داد: «همهی ریویاییها دزدن، میشنوی چی میگم، حرومزاده؟»

مشخصات کتاب حماسه ی ویچر 1
-
نویسنده/نویسندگان: آنجی سپکوفسکی
-
مترجم: سینا طاوسی مسرور
-
ناشر: آذرباد
-
موضوع: رمان خارجی
-
تعداد صفحات: 437 صفحه
حماسه ویچر، مجموعهای از رمانها و داستانهای کوتاه فانتزی نوشته آندره ساپکوفسکی، نویسنده لهستانی است. این مجموعه، داستان گرالت از ریویا، یک ویچر (شکارچی هیولا) را روایت میکند که در دنیایی پر از موجودات جادویی، سیاستهای پیچیده و مسائل اخلاقی دست و پنجه نرم میکند.
ویژگیهای بارز حماسه ویچر:
- دنیای پیچیده و چندلایه:
- دنیای ویچر، دنیایی فانتزی با تاریخ، جغرافیا و فرهنگهای غنی است.
- این دنیا، پر از موجودات جادویی، هیولاها و نژادهای مختلف است.
- سیاستهای پیچیده و جنگهای متعدد، از ویژگیهای بارز این دنیاست.
- شخصیتهای چندبعدی:
- گرالت، شخصیت اصلی داستان، یک قهرمان خاکستری است که با مسائل اخلاقی پیچیده روبرو میشود.
- ینفر و سیری، دو شخصیت زن قدرتمند، نقش مهمی در داستان ایفا میکنند.
- سایر شخصیتها نیز، دارای انگیزهها و ویژگیهای منحصر به فردی هستند.
- داستانهای جذاب و پرکشش:
- داستانهای ویچر، پر از هیجان، ماجراجویی و لحظات نفسگیر است.
- نویسنده، با مهارت خاصی، داستانهای فانتزی را با مسائل اجتماعی و فلسفی در هم میآمیزد.
- ساپکوفسکی با استفاده از افسانههای اسلاو، اسطورههای اروپایی و داستانهای پریان، دنیایی منحصر به فرد خلق کرده است.
- مسائل اخلاقی و فلسفی:
- حماسه ویچر، به مسائل اخلاقی پیچیدهای مانند خیر و شر، عدالت و انتقام، و سرنوشت و اختیار میپردازد.
- نویسنده، با طرح این مسائل، خواننده را به تفکر و تأمل وا میدارد.
تأثیرات حماسه ویچر:
- این مجموعه، به یکی از محبوبترین آثار فانتزی در جهان تبدیل شده است.
- بازیهای ویدیویی، سریالهای تلویزیونی و اقتباسهای سینمایی متعددی بر اساس این مجموعه ساخته شده است.
- مجموعه ویچر، الهامبخش بسیاری از نویسندگان و هنرمندان در ژانر فانتزی بوده است.
مجموعه کتابهای حماسه ویچر:
مجموعه ویچر از هشت کتاب تشکیل شده است:
- آخرین آرزو (The Last Wish)
- شمشیر سرنوشت (Sword of Destiny)
- خون الفها (Blood of Elves)
- زمان خواری (Time of Contempt)
- غسل آتش (Baptism of Fire)
- برج پرستو (The Tower of the Swallow)
- بانوی دریاچه (Lady of the Lake)
- فصل طوفانها (Season of Storms)
حماسه ویچر، یک اثر فانتزی ماندگار است که با داستانهای جذاب، شخصیتهای چندبعدی و مسائل اخلاقی پیچیده، خوانندگان را مجذوب خود میکند.













