
معرفی کتاب مالون می میرد
مالون میمیرد، داستانی بلند و خواندنی از ساموئل بکت است. او در این کتاب ماجرای مالون را نوشته است که روی تختی دراز کشیده و انتظار مرگ را میکشد. مالون همسرش را هم چندی پیش از دست داده است و حالا خودش منتظر مردن است. او روی همان تختی که روی آن دراز کشیده همه کارهایش را میکند. همانجا غذایش را میخورد. همانجا قضای حاجت میکند و همانجا در دفترچهاش مینویسد. دفترچهای که حالا به کتاب مالون میمیرد در دستان شما تبدیل شده است. او در این دفترچه داستانش را میگوید. داستانی درباره یک زن و یک مرد، یک حیوان (احتمالا یک پرنده) و یک شیء (احتمالا یک سنگ) و به این ترتیب او خواننده را وارد داستان خودش میکند.
بخشی از کتاب مالون می میرد
بالاخره بهرغم همه چندی دیگر واقعاً میمیرم. شاید ماه بعد. آن وقت یا ماه آوریل است یا ماه مه. چرا که تازه اول سال است، این را از هزار نشانهٔ کوچک میفهمم. شاید اشتباه میکنم، شاید تا روز یحیای تعمیددهنده و حتا چهارده جولای، روز جشن آزادی، زنده بمانم. البته بعید نمیدانم تا عید تجلی نفسی مانده باشد، عید عروج به کنار. ولی اینطور فکر نمیکنم، فکر نمیکنم در این حرف در اشتباهام که در غیابم این جشنوسرور برگزار میشود، امسال. این احساس را دارم، الان چند روز است که این احساس را داشتهام و میپذیرمش. اما فرق آن با آنچه مرا از بدو تولد آزرده در چیست؟ نه، این از آن قِسم تلههاست که دیگر گرفتارشان نمیشوم. نیازم به زیبایی از بین رفته است. میتوانستم همین امروز بمیرم، اگر میخواستم، فقط با کمی تلاش، اگر میتوانستم بخواهم، اگر میتوانستم تلاشی بکنم. اما بهواقع بهتر است بگذارم بمیرم، بیسروصدا، بیهیچ عجلهای. حتماً چیزی عوض شده. دیگر این توازن را برهم نمیزنم، به هیچ طریقی…
راضیام، بهناچار، اما نه تا آن حد که کف بزنم. همیشه راضی بودم، میدانستم که جوابش را میگیرم. این هم از بدهکارم. باید یقهاش را بگیرم؟ دیگر به هیچ سؤالی جواب نمیدهم. حتا سعی میکنم دیگر از خودم سؤال نکنم. در وقت انتظار برای خودم قصههایی میگویم، اگر بتوانم. از آن قِسم قصههایی نیست که تابهحال بوده، همین است. نه زیباست نه زشت، آرام است، دیگر در آنها زشتی یا زیبایی یا هیجان وجود ندارد، تقریباً ملالآور است، همچون راوی. چه گفتم؟ مهم نیست. مشتاقانه منتظرم تا رضایتم را حسابی جلب کند، تقریباً جلب کند. راضیام، بفرما، بهقدر کافی دارم، جوابم را گرفتهام، دیگر به هیچچیز احتیاج ندارم. بگذار قبل از آنکه پیشتر بروم بگویم که هیچکس را نمیبخشم. امیدوارم همهشان زندگی فجیعی داشته باشند و آتش و یخ جهنم را هم بچشند و برای نسلهای نفرتانگیز آینده نامی برجای بگذارند که مایهٔ سربلندی باشد. برای امشب کافی است.
مشخصات کتاب مالون می میرد
نویسنده :
مترجم :
انتشارات :
تعداد صفحات :
دانلود فایل ها
توجه: ممکن است تمام لینک های دانلود به دستور مقام قضایی حذف شده باشد...








