
معرفی کتاب هذیان های ذهن یک قربانی
کتاب هذیان های یک قربانی نوشته ی سال بلو است که توسط آیدا کوچکی ترحمه شده است و از سوی انتشارات نشر خوب به چاپ و نشر رسیده است.رمانی کلاسیک و پرفروش است که داستان مردی به نام آسا لونتال را روایت میکند. او در گیر و دار زندگی شخصی و مشکلاتش، ناخواسته به حوادثی دعوت میشود که او را با چالشهای بزرگی مواجه میسازد.کتاب درباره ی یک مرد جوان است .اعتماد به نفس ندارد و مغموم است.نامش آسا لونتال ست.مردی یهودی که ساکن نیویورک است. همسرش مدتی ست به جهت کمک به مادرش در شهر دیگری اقامت می کند و او شدیدا دلتنگ همسرش شده است.در همین حین همسر برادر لونتال از او درخواست کمک و رسیدگی به فرزند بیمارش را دارد. حس مسئولیتپذیری آسا که از کودکی همراه او بوده و روزهای دشواری را در جوانی برایش رقم زده است، متقاعدش میکند تا به کمک به برادرزادهاش برود. رویارویی آسا با یک مرد غریبه که به نظرش آشنا میآید، داستان را به نقطه اوج میرساند. مرد غریبه مدعیست که لونتال زندگیاش را مدیون اوست و به لحاظ معنوی بسیار به او مقروض است. در سراسر داستان این پرسش در ذهن شما شکل میگیرد که قربانی کیست؟داستان در سالهای بین جنگ جهانی اول و دوم رخ میدهد؛ زمانی که آرمانهای سیاسی و اجتماعی سال بلو قوی و پررنگ بودند، مفاهیمی همچون امیدواری و یأس برای او تعریف دیگری داشتند و این تعاریف در خط مشی داستانهای جوانی بلو، به وضوح دیده میشود.
بخشی از کتاب هذیان های ذهن یک قربانی
کمی دیرتر در تختخواب، لونتال که کنار دیوار دراز کشیده، زانوانش را بالا داده و صورتش را بر روتشکی راهراه گذاشته بود. اشتباهاتش را مرور کرد. از بعضی از آنها، چهرهاش در هم میرفت؛ بعضی دیگر آنقدر بیرحمانه قلبش را به درد میآورد که دیگر نمیتوانست چهره در هم بکشد. تمام حالات و احساسات خود را با هم سرکوب کرد و فقط پلکهایش را بهسمت پایین حرکت داد. سعی نکرد از غم و غصۀ خود بکاهد؛ همۀ آنها را به خاطر آورد، از حملۀ امشبش به ویلستون تا صحنۀ اصلی در دفتر رودیگر. وقتی به اینجا رسید، پشتش را چرخاند و بازوان عریانش را روی چشمهایش گذاشت.
اما حتی با این کار، متوجه یکی از آن مسائل ژرفتر شد که قبلاً به آن توجهی نداشت. حاضر بود تقصیر خود را برای از دست دادن کنترل خود در دیل، بپذیرد. اما چرا کنترل خود را از دست داده بود؟ فقط بهخاطر اهانت رودیگر؟ نه، او، او خودش ترسیده بود بیش از حد خودش را دستبالا گرفته باشد و بهسختی میتوانست درک کند چرا کسی باید بخواهد بابت خدمات او، پولی پرداخت کند. تحت تأثیر رودیگر، این را احساس کرده بود. لونتال با خود فکر کرد: «اون باعث شد چیزی رو که ازش میترسیدم باور کنم.» و تردید داشت که شاید ویلستون هم متوجه این امر شده باشد. چراکه او به دنیای حرفهای تعلق داشت و به آن وفادار بود. برای کسی مثل او، همیشه جا بود؛ آنجا یا یک جای دیگر. حرفها و نگاههای فرد دیگری، هرگز نمیتوانست او را به بدترین دشمن خودش تبدیل کند. از این بابت جای نگرانی نبود.
ویلستون سعی نکرد رودیگر را توجیه کند، درست؛ اما برای لونتال واضح بود که او خودش بزرگترین مقصر است. و با نگاه کردن به آن حادثه از دیدگاه رودیگر و در نظر گرفتن شخصیت آلبی هم، این باور به وجود میآمد که با دستورات قبلی به آنجا رفته تا جنجال به پا کند. هارکاوی از همان اول به این مشکوک شده بود که آلبی و رودیگر با هم دسیسه چیدهاند. این برایش منطقی مینمود و داستان توطئهچینی برای رودیگر هم معقول به نظر میرسید. این ظن فقط برای رودیگر، مصرانه حقیقت داشت؛ حقیقت داشت زیرا احتمالاً به فکرش خطور کرده بود. او چنین مردی بود.
با این حال، ملاحظۀ دیگری هم وجود داشت. او دستش را از روی گلویش به پایین و بر موهای سینهاش کشید که از خط اصلاح بالای ترقوهاش آغاز میشد. آیا او ندانسته، یعنی ناخودآگاه، میخواست به حساب آلبی برسد؟ مطمئن بود این قصد را نداشته. البته شب مهمانی عصبانی بود. اما پس از آن نه. حقیقتاً نه. ویلستون گفته بود که حرفش را باور میکند؛ بااینحال در این فکر بود که راست میگفت یا نه. سخت میشد موضع ویلستون را نسبت به خودت تشخیص دهی.
مشخصات کتاب هذیان های ذهن یک قربانی
نویسنده : سال بلو
مترجم : آیدا کوچکی
انتشارات : نشر خوب
تعداد صفحات : 318 صفحه
دانلود فایل ها
توجه: ممکن است تمام لینک های دانلود به دستور مقام قضایی حذف شده باشد...








